خرید بک لینک
نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسدشکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خـــــــــــــــــــــودت‌! کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسدچه می‌کنی‌؟ اگر او را که خواستی یک عمـــــــــــربه راحتی کسی از راه ناگهان برسد…رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشدبه آن‌که دوست‌تَرَش داشته‌، به آن برسدرها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوندخبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسدگلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخــــــــــــــــــــوری‌که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسدخدا کند که‌… نه‌! نفرین نمی‌کنم‌، نکندبه او، که عاشق او بوده‌ام‌، ز

برچسب: نویسنده: سارا یزدانی تاريخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 3:20

صفحه بندی